«ويکی، کريستينا، بارسلونا» آخرين فيلم وودی آلن است که در آن پنه لوپه کروز، اسکارلت یوهانسون، خاوير باردم و ربه کا هال، بازی دارند. اين فيلم نخستين بار در روز ۱۷ ماه مه ۲۰۰۸ در چهارچوب جشنواره فيلم کن به نمايش درآمد.
ادامه مطلب
راستی برویم سر اصل مطلب. این بار در برنامه «نگاه تازه» میهمانی ویژه داشتیم. این میهمان کسی نبود جز شاهزاده رضا پهلوی (که سالهاست اعلام کرده است برایش فرقی ندارد که او را با لقب خاص خودش خطاب کنند یا تنها با نام و نام خانوادگی). برای خواندن ادامه مصاحبه و دانلود مصاحبه به صورت صوتی روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
«جاسوسی از تاسيسات هسته ای» ايران داستان سريالی ۲۰ قسمتی به نام «فتانه» است که آزيتا حاجيان در آن ايفای نقش می کند. بخش های از داستان اين سريال در دبی اتفاق می افتد و به همين جهت شماری از بازيگران آن مدتی است که برای ايفای نقش خود در اين شهر به سر می برند. مسئولين سينمای الغرير دبی به بهانه آغاز نمايش فيلم «زن ها فرشته اند» به کارگردانی شهرام شاه حسينی از بازيگران سريال فتانه دعوت کردند تا در جمع ايرانيانی که برای نمايش خصوصی اين فيلم دعوت شده بودند شرکت کنند. سه سالن مجزا در شب پنج شنبه ۱۶ خرداد اين فيلم را نمايش دادند و بيش از ۶۰۰ ايرانی به بهانه اين فيلم گرد هم آمدند. آزيتا حاجيان که اين روزها آخرين سکانس های سريال «فتانه» را در دبی بازی می کند درباره زندگی و کار حرفه ای خود با راديو فردا گفت و گو کرد. راديو فردا: به نظر می رسد که در سال های اخير کم کار شده ايد آيا اين اتفاق دليل خاصی دارد؟ آزيتا حاجيان: برای اين که استراحت می کردم چون خيلی خسته شده بودم. چرا در سال های اخير کمتر فيلم های ارزشی در سينمای ايران ساخته می شود؟ برای اين که تلويزيون سطح سليقه مردم را تعيين می کند. وقتی مردم سليقه شان با تلويزيون تنظيم می شود ديگر از سينما و فيلم هايی که تفکرشان را تحت الشعاع قرار می دهد استقبال نمی کنند. حالا شما يک نگاهی به سريال های تلويزيونی بياندازيد آن وقت می بينيد که سطح سليقه مردم در چه حدی قرار می گيرد. به علاوه اين که مميزی سينما هم تعيين کننده است. وقتی هميشه سناريوهايی که کمتر به لحاظ مفهومی ارزشمند هستند تاييد می شوند خوب طبيعتا سطح سينما و به تبع آن سطح سليقه مردم پايين می آيد. با اين توصيف آينده سينمای ايران را چگونه پيش بينی می کنيد؟ يک جريانی در سينمای ايران راه افتاده است که شبيه به نئورئاليسم ايتالياست. پيش قراول اين جريان، کارگردانانی چون بهمن قبادی و سميرا مخملباف و چند نفر ديگر هستند. اين جريان اگر استحکام پيدا کند سينمای ايران به دو وجه تقسيم می شود، يک وجه جمال گرا و يک وجه کمال گرا.
آزيتا حاجيان در دنيای حرفه ای بيش از آنکه يک هنرپيشه سينما و تلویزيون باشد ، يک کارگردان تئاتر است. چرا ديگر کار تئاتر حرفه ای را دنبال نمی کنيد؟
حمايت دولتی از تئاتر ضعيف است و تئاتر به حمايت بيشتری نياز دارد و موانع بايد کم بشود. تئاتر کار کردن درمملکت ما کار حضرت فيل است.
در کارنامه شما کارگردانی چندين تئاتر ديده می شود. چرا تئاتر هايتان را به دبی نمی آوريد؟
برای اين که تئاترهای من بسيار عظيم هستند و در هر دو تئاتر من ۸۰ نفر بازی می کردند که حداقل ۵۰ نفرشان روی صحنه می آيند. دبی ظرفيت چنين تئاتری را ندارد. فقط هزينه رفت و آمد و اقامت ۸۰ نفر خودش کلی هزينه می شود، چه برسد به بقيه چيزها.
طبق آمار سفارتخانه ايران در ابوظبی ، بيش از ۵۰۰ هزار ايرانی در امارات زندگی می کنند و هر روزه تعداد زيادی گردشگر ايرانی به دبی می آيد. ولی به همان نسبت که مسافت دبی و ايران نزديک است به همان نسبت هم ارتباطات فرهنگی اين دو جامعه دور است. شما چندين بار به دبی آمده ايد؛ به نظر شما چه عاملی باعث چنين وضعيتی شده است؟
ببينيد همين که از ايران فيلم و تئاتر به دبی می آورند نشان دهنده اين است که اين ارتباط فرهنگی در حال شکل گيری است. ولی مشکل اين است که اين تبادل فرهنگی به صورت شخصی و توسط مردم صورت می گيرد و نه توسط دولت امارات. ولی به هر حال اول بايد ضرورت برقراری اين ارتباط فرهنگی بررسی شود و ديده شود که آيا واقا بايد چنين اتفاقی بيافتد؟
خانم حاجيان شما تجربه خوبی از بازی در خارج از کشور و در فيلم «آدم برفی» در ترکيه داشتيد. برای مدت زيادی فيلمسازان ايران ترجيح می دادند که برای ساخت فيلم در خارج از کشور ببيشتر به سمت اروپا بروند ولی در چند سال گذشته کارگردان ها علاقه زيادی به دبی پيدا کرده اند و ظرف يک سال گذشته سه فيلم ايرانی در دبی ساخته شده است. به نظر شما دبی محل مناسبی برای ساختن فيلم فارسی است؟
دبی هم به ايران نزديک است و هم اين که تعداد ايرانی هايی که می توانند به ساخت فيلم کمک کنند زياد است و از اين جهت با کشورهايی مثل فرانسه، انگليس يا آلمان اصلا قابل قياس نيست.
آزيتا حاجيان ۵۱ ساله ترجيح می دهد با فيلمسازان جوان و کم تجربه کار کند يا با کارگردانان بزرگ؟
ببينيد در هنر جوان بودن دليل بر بی تجربگی نيست. ولی طبيعتا ترجيح می دهم که با کارگردانان با تجربه کار کنم اما در همين بين بهمن قبادی را هم داريم که در عين جوانی بسيار با تجربه است و يک فيلمساز درست و حسابی است.
آخرين سوال اينکه الان شما مشغول چه کاری هستيد؟
الان مشغول بازی در سريال «فتانه» هستم که قرار بوده پنج ماه پيش تمام شود ولی هنوز تمام نشده است.
پروژه بعدی تان چيست؟
استراحت در خانه ...

زیتا حاجیان ۵۱ ساله است و از سال ۱۳۵۴ کار خود را با بازی در تئاتر آغاز کرده است.

صبا کمالی (راست) یکی از مهمانان این نشست بود. او یکی از بازیگران سریال مشهور «کیف انگلیسی» بود.

زیتا حاجیان همسر محمد رضا شریفی نیا، بازیگر سینما و تئاتر ایران است.

آزیتا حاجیان و صبا کمالی
همجنسگرا بودن و همزمان زندگی کردن در خاورميانه با جوامع محافظه کارش، آسان نيست؛ موضوعی که بارها در لا به لای گزارش های سازمان های مدافع حقوق همجنسگرايان به آن اشاره می شود. اما در همين خاورميانه محافظه کار، محمد خرداديان، هنرمند ايرانی که برخی او را «مهم ترين رقصنده» ايرانی، در سال های اخیر می خوانند، دو سالی است که بعد از اعلام عمومی همجنسگرا بودنش، زندگی تازه ای را شروع کرده است. آقای خرداديان يکی از معدود چهره های مشهور ايرانی است که روزی در يک برنامه تلويزيونی حاضر شد و با صراحت در پاسخ به پرسش های مصاحبه کننده گفت که يک همجنسگراست. او که سال ها در لس آنجلس زندگی کرده، مدتی است که به دبی مهاجرت کرده و آنجا فعاليت های هنری خود – از جمله آموزش رقص – را پی می گيرد. اين در حالی است که در قوانين امارات متحده عربی نيز مانند بسياری کشورهای ديگر در خاورميانه، همجنسگرايی رسما «جرم» است و مجازات پنج سال حبس نيز برای آن در نظر گرفته شده است. پس از آنکه در سال ۲۰۰۶ ، ۱۱ مرد به جرم برپايی جشن عروسی برای چند همجنسگرا در ابوظبی پايتخت امارات، هريک به پنج سال زندان محکوم شدند ، شماری از ديسکوهايی که پاتوق همجنسگرايان بودند در سراسر اين کشور تعطيل شدند. در همان زمان مجوز کار محمد خرداديان رقصنده ۵۱ ساله ايرانی نيز که مديريت کاباره کوچينی را در دبی بر عهده داشت، به مدت دو سال لغو شد. با اين حال وی که پس از گذراندن دوران محروميت خود توانست مجددا مجوز کار در دبی را بگيرد، این شهر بندری را يکی از آزاد ترين نقاط خاورميانه برای «همجنسگرايی غير رسمی» می داند. او که به گفته خودش در دو سال اخير سنگ صبور بسياری از همجنسگرايان ايران بوده، در مصاحبه ای با راديو فردا، از شرايط «زندگی تازه» خود می گويد. راديو فردا: آقای خرداديان، شما دو سال پيش گفتيد که زندگی مشترکی را با مردی آغاز کرده ايد. کمی درباره اين ماجرا برايمان بگوييد. محمد خرداديان: من با يک پسر ۲۱ ساله در ايران دوست شدم . شايد او نخواهد من نامش را ببرم ولی يکی از اعضای فاميلمان بود که در يک عروسی برای اولين بار ديدمش. يک ماه با هم بوديم و من برگشتم دبی و برای بار دوم فقط به خاطر او رفتم ايران و حتی به زندان هم افتادم، چون فکرمی کردم ديگر از تنهايی بيرون می آيم و کسی را برای خودم پيدا کردم . به عشق او همه زندگی ام را در آمريکا فروختم و آمدم به دبی و يک زندگی جديد را با هم شروع کرديم. به اسمش خانه خريدم ، برايش اقامت گرفتم و کلی دردسر ديگر تا بتوانم ويزای آمريکا را هم برای او بگيرم تا برای هميشه به آمريکا برويم. سرانجام توانستم ويزای يک ساله کار در آمريکا را برايش بگيرم. در آنجا تقاضای گرين کارت داديم و وقتی که دادگاه عکس های ما را با هم ديد و به خاطر اينکه من در ايران به زندان افتاده بودم خيلی سريع به او گرين کارت دادند. اما پس از آن وضع زندگی ما بد شد و من را ترک کرد تا من دوباره تنها بمانم. چون در غرب اين مسئله آزاد است و افراد همجنس گرا دارای حقوق های خاص خود هستند. همجنس گراها هم مثل دوتا آدم با هم زندگی می کنند . مثل دو تا زن و شوهر . ولی من نمی دانم چرا هميشه مردم با شنيدن اين واژه [همجنسگرايی] به فکر سکس می افتند . ببينيد از اين مقوله سکس که بياييم بيرون، می بينيم که دو نفر با هم زندگی می کنند و از بودن با هم لذت می برند ، با هم همفکرند ، کوهنوردی يا سوارکاری می روند. توی خانه هم همينطور، کارها را تقسيم می کنند. درست مثل دو تا دانشجو که با هم همخانه هستند. يکيشان آشپزی می کند آن يکی خريد می کند، يکی رخت ها رو می شورد و همين طور زندگی را ادامه می دهند. شما الآن که تنها هستيد لزوما دنبال يک رابطه بلند مدت هستيد؟ بله، من نمی خواهم هر روز با يک نفر باشم. دوست دارم فقط يک نفر در زندگی ام باشد و با هم زندگی کنيم. چون که نيازهای همديگر را پر می کنيم . البته من بيشتر نيازهای روحی دارم تا اينکه به سکس فکر کنم ولی به هر حال سکس هم بخشی از زندگی است و همه اش نيست . چه معيارهايی برايتان در انتخاب شريک زندگی اهميت دارد؟ من عاشق ايرانی هستم و می خواهم شريک آينده زندگی ام يک مرد ايرانی باشد . به تيپ های ورزشکاری خيلی علاقه دارم چون خودم ورزشکارم ، آدم چاق دوست ندارم و کسی را می خواهم که به سر و وضع خودش برسد و در کل کسی که مثل خودم فکر بکند . چون من يک بار در عشق شکت خورده ام، ديگر نمی خواهم اين تجربه تلخ را تکرار کنم .
بعضی خبرها حاکی از آن است که همجنسگراهای ايرانی برای زندگی به کشورهای غربی می روند تا به مشکلات قانونی در داخل کشور برخورد نکنند . آيا اين افراد برای ادامه زندگی و فرار از وضعيت ايران به دبی هم می آيند؟ مثلا يک کافی شاپ در سيتی سنتر هست که هميشه پر از همجنسگراست، يا اينکه يک ديسکوی فيليپينی که هميشه هم شلوغ می شد، ولی همين تازگی ها پليس آنجا را بست. حتی در بين مردم محلی دبی هم همجنسگرا فراوان است. اين موضوع اينجا رواج دارد ولی نه به طور رسمی. اجازه کار ديسکوی خود من در دبی هم برای دوسال باطل شد ولی دوباره توانستم آن را بگيرم و قرار است که کار رقاصی را دوباره شروع کنم. من از دو سال پيش وقتی که در مصاحبه ای که با آقای اميرقاسمی در تلويزيون طپش داشتم و گفتم که همجنسگرا هستم به طور ناخواسته تبديل به الگوی همجنسگرايی در ايران شدم . از آن زمان به بعد خيلی ها از ايران به من زنگ می زنند و مشکلاتشان را با من در ميان می گذارند. از همه جای ايران از زنجان، بندرعباس ، مياندواب و هرجايی که فکرش را بکنيد به من زنگ می زنند . هم مردها و هم زنها. بعضی ها پشت تلفن گريه می کنند و می گویند که تصميم به خود کشی دارند و نمی توانند فشار خانواده شان را تحمل کنند و تن به ازدواج يا يک سری چيزهای ديگر بدهند . من هم تا آنجايی که اطلاعات دارم به آنها کمک می کنم و سعی می کنم راه گشای آنها باشم. مثلا به آنها می گويم که اگر می توانند ثابت بکنند که جانشان در ايران در خطر است به دفتر سازمان ملل در ترکيه بروند و خودشان را به آنجا معرفی بکنند تا شايد بتوانند به يکی از کشورهای غربی بروند. در ايران متاسفانه معنای همجنسگرايی مترادف شده است با تجاوز به يک پسر بچه و اين مسئله خيلی مشکل ساز شده است، در صورتی که اصلا اين طور نيست و مقوله همجنسگرايی در بين افراد بالغ شکل می گيرد و خيلی شبيه به ازدواج يک مرد با يک زن است .
واکنش خانواده شما پس از اينکه فهميدند شماهمجنس گرا هستيد چه بود؟خب من قطعا از لحظه تولد همجنسگرا بودم و وقتی خانواده ام متوجه شدند هيچ وقت به من چيزی نگفتند و خيلی راحت با اين موضوع مواجه شدند، چون زمانی بود که من سی چهل ساله بودم و ديگر بچه نبودم و حق انتخاب داشتم.
از اينکه همجنس گرا هستيد، خجالت می کشيديد؟
بله اوايل خجالت می کشيدم ولی الان ديگر نه، خجالت نمی کشم.
آقای احمدی نژاد در يک سخنرانی که در دانشگاه کلمبيا ادعا کرد که در ايران همجنسگرا يا به قول ايشان «همجنس باز» نداريم . به نظر شما اين ادعا درست است؟
من فکر می کنم منظور ايشان اين بود که در ايران همجنسگرايی به آن مفهومی که در غرب رواج دارد، وجود ندارد.
تفاوت و تشابه زندگی زناشويی با زندگی مشترک همجنسگرايان در چيست؟
بله ، من خيلی ها را ديده ام . البته اينجا هم يک کشور اسلامی است و رسما کسی نمی تواند همجنسگرا باشد، ولی چند تا پاتوق شناخته شده برايمان در دبی وجود دارد.
اعلام عمومی همجنسگرايی شما چه پيامدهايی برايتان داشته است؟